الیناالینا، تا این لحظه: 14 سال و 22 روز سن داره

الینا دخترمون

دخترک بلا

خانم خانما شده یه پارچه خانم ! انقدر ناز و خواستنی شده نمیشه روزی بگذره و من از دست کاراش نخندم حرف زدنش هم خیلی بامزست دل ادمو میبره . یه وقتا تو کارا سعی می کنم ازش کمک بگیرم تعجب می کنم که انقدر میفهمه اونبار کیسه خرید و برام تا دم در خونه اورد یا میدونه کفشاشو باید بزار جا کفشی .سعی می کنه لباساشو خودش بپوشه خنده دار و دیدن داره .هنوز از دستم در میره سر لباس پوشیدن. عاشق نارنگی و همش کشیک می کشه کی در یخچال باز بشه بره کیسه نارنگی و در بیاره. خیلی ریزه خوره غذا رو خیلی طرفدارش نیست . از شیطونیم که کم نمیزاره بلا خانوم همش باید دنبالش بدوییم بیرون رفتن باهاش سخت شده. لب تاپ کامل ترکیده نمیتونم عکس دخترمو بزارم   ...
20 دی 1392

میگذرونیم

خیلی وقته نیومدم اینجا ! تو دختر  بلای خونه ما نمیزاری ما یه دقیقه اروم بشینیم انتظار داری همه وقتمونو برای تو بزاریم ! وقتایی هم که خوابی من بیشتر وقتمو کتاب میخونم یا استراحت می کنم که برای سانس بعدی با تو بودن اماده بشم! عزیزم این روزا خیلی به اهنگ ها توجه می کنی تو ماشین که میشینیم دایم غر میزنی که سی دی نی نی گل و بزاریم بعدم از تو صندلی ماشین سر تو تکون میدی و با اهنگ یه چیزایی میخونی! یه وقتا ایپد یا موبایلو میاری که برات یه شعری چیزی بزاریم توام هی دور خودت میچرخی حتما یه مدل رقصیدن  خیلی وروجکی تقریبا از همه وسایل خونه بالا میری .یکی از کارای مورد علاقت اینه که نزاری ما شام و ناهار بخوریم البته این از اول تولدت برای م...
25 آذر 1392

کلمات جدید

نی نی  نارنییی =نارنگی عاشقشی دندل=جنگل از  سی دی نی نی گل  لولو میگه چی ؟ ها ها = ایضا نی نی گل من این روزا وقتی میرم خرید انگار از دوی ماراتن برگشتم بس کی خستم می کنه این خانم تو هر سوراخ سمبه ای میره! خدا حفظت کنه ! اولین پارک با دوتا پای خودش رفت!    
11 آذر 1392

ما اومدیم باز!

یه مدت هست که وقت نکردم وبلاگتو مامانی بروز بکنم بس که سرم باهات شلوغ شده و ثانیه ای نمیتونم استراحت کنم ! خوب دختر کوچولوی مامان کاملا راه افتاده و خدارو شکر دیگه کمک احتیاج نداره !خیلی با مزه بود این پروسه راه افتادن یه سه ماهی طول کشید اصلا حاضر نبودی با روش قبلیت خداحافظی کنی ولی یهو یه روز بعد از اینکه نصف روز با بچه های بزرگتر از خودت بودی تمام بعد از ظهر و راه رفتی و از فرداش کاملا تغییر رویه دادی ! ولی خوب الانم زود خسته میشی و جالبه که فک می کنی کوچه ام عین خونست و باید به همه چیز دست بزنی برای هر نوع برگ و سوراخی وایمیستی و میخوای بازی کنی ! از حرف زدنت بگم که کلا تو کار فعل گفتنی یعنی معمولا افعال و می گی تا اسم و فاعل ! کلما...
24 آبان 1392

اﻫﻨﮓ ﻭﺑﻼﮒ

ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻫﻢ ﻣﻠﻴﻨﺎﻫﺎ اﻟﻴﻨﺎﺳﺖ اﻗﺎﻱ ﻫﻤﻪ ﭼﻲ اﺭﻭﻣﻪ ﻳﻪ اﻫﻨﮓ ﺧﻮﻧﺩﻩ ﻓﻘﻄ ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮا ﻳﻪ ﻣﻴﻢ اﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﻴﮕﻪ! ...
22 مهر 1392

اولین قدم ها

دختر قشنگم : این روزا اولین قدماتو بر میداری روزای اول یه قدم حالا به سه یا چهار قدم رسیده خیلی از دیدن راه رفتنت ذوق می کنیم من و بابا همینجوری تو خونه پامیشی و شروع به تمرین می کنی خیلی جالبه که جدیدا یه چیز سنگینم با خودت بر میداری و راه میوفتی جریان موشه شده! فکر می کنم دلیل اصلی تمایل به راه رفتنتم دیدن حسنا و دوستای جدیدت اونارو که میبینی میخوای مثل اونا بدویی و شیطونی کنی !وای اگه بدونی چه کیفی می کنم تلاشتو میبینم خدا حفظت کنه ! کلا سیستم غذا خوردن بهم ریخته شده و منم کاملا بی خیال! هفته پیش دوتا واکسن نوش جان کردی واکسناش از همون واکسنایی بود که تو ایران نمیزنن ! حسابی از اینکه دکتر حلقتو با گوشتو معاینه کنه بدت میاد و مط...
20 مهر 1392

یک سال !

سلام مامانی دختر عزیزم ! یک سال با تموم بالا پاییناش گذشت و رفت از وقتی که یه نی نی دوست داشتنی نخودچی بودی تا حالا که تمام خونه رو میزاری رو سرتو دیگه یه گوشه حتی اروم نمی گیری !خیلی روزای خوبیو گذروندم واقعا تجربه مادر بودن به همه چیز می ارزید ! تموم لحظه  هامو با عشق برای تو گزاشتم و حتی ثانیه ای ترکت نکردم ! در مقابل بی حوصلگی اطرافیانم فقط به ارامش تو فک کردم و لذت بردن از تک تک لحظاتت !دوست داشتنی ترین دختر دنیا برای من بودی و هستی و.... امروز تولد مختصر سه تایی کنار هم گرفتیم و از بودن باهم لذت بردبم!عکساشو میزارم تا یادگاری بمونه برامون!       کادو بابا !     کیک دست ساز مامان! ...
4 مهر 1392