اولین قدم ها
دختر قشنگم :
این روزا اولین قدماتو بر میداری روزای اول یه قدم حالا به سه یا چهار قدم رسیده خیلی از دیدن راه رفتنت ذوق می کنیم من و بابا همینجوری تو خونه پامیشی و شروع به تمرین می کنی خیلی جالبه که جدیدا یه چیز سنگینم با خودت بر میداری و راه میوفتی جریان موشه شده!
فکر می کنم دلیل اصلی تمایل به راه رفتنتم دیدن حسنا و دوستای جدیدت اونارو که میبینی میخوای مثل اونا بدویی و شیطونی کنی !وای اگه بدونی چه کیفی می کنم تلاشتو میبینم خدا حفظت کنه !
کلا سیستم غذا خوردن بهم ریخته شده و منم کاملا بی خیال!
هفته پیش دوتا واکسن نوش جان کردی واکسناش از همون واکسنایی بود که تو ایران نمیزنن !
حسابی از اینکه دکتر حلقتو با گوشتو معاینه کنه بدت میاد و مطبو میزاری رو سرت
تازگی فهمیدم خیلی از دوستا و فامیل بهت سر میزنن و وبلاگو مورد لطفشون قرار میدن از همین جا
ازشون تشکر می کنم!
راستی امروز فهمیدیم یکی از نی نی نازای مهری که من تو نی نی سایت باهاش دوست شدم باباش دوست صمیمی باباست و ما این همه وقت بی خبریم!
دنیا خیلی کوچیکه!



اولین قدم ها
