دو دندونه!
یک عالمه نوشته بودم بعد دستم خورد صفحه رو بستم و همش رفت الان دیگه حوصله ندارم بنویسم بعدم شما هم بیدار شدی ! شما دومین دندون رو هم در اوردی! اینم دوستت زردک هست که خیلی دوسش داری و همه جای خونه رو بهش نشون میدی هر سوراخ سنبه ای هم با هم میرید! ...
نویسنده :
نارسیس
0:29
sweet candy
I relief my pain ;Whenever I put my head on your tiny shoulders you take my finger with your little hand you look at my face by your naughty eyes I love your smile with one teeth in your mouth you take a nap on my hug and I imagine you when you become lady I love your smile when you look at my tear you find this some kind of game I really excited when see your progress to hang my skirt to stand up sweetie I love you so much thank god for my little angel with hidden wings ...
نویسنده :
نارسیس
13:22
الینا چی می خوره؟
این روزا همه سراغ غذا خوردنتو از ما می گیرن! من برات مدلای مختلف غذا رو میزارم بعضی رو میخوری بعضی رو خیلی خوشت نمیاد !! برنج ، گوشت ، عدس ، ماش ، ورمیشل ، مرغ ، سیب زمینی ، هویج و گاهی کدو و سبزیجات . جدیدا ماست هم بهت میدیم خیلی از مزش خوشت نمیاد ولی حتما عادت می کنی! از میوه ها هم سیب و موز ، هویج .دیروز که بابا داشت پاپایا میخورد به شما داد و شما خوشت اومد برعکس من! کره هم بهت میدم زرده تخم مرغ هم همینطور !! سرلاکم میدم صبح ها میخوری !! اینجا خیلی غذا هست که برای نی نی هاست هنوز وقت نکردم سر فرصت برم ببینم چی دارن! امسال اولین سالی بود که من روز مادر داشتم !!خدایا شکرت بخاطر این رحمت و نعمت خونمون !! این...
نویسنده :
نارسیس
3:03
الینا و ارامش
خوب بعد یه دوره سخت انگاری دختر کوچولوی ما یه کم اروم شده !!خداروشکر!! دختری ارامش پیدا کرده یه وقتا یه مدت طولانی با یه چیز کوچولو سرش گرم میشه !امروز در کمال ناباوری تو جامپر خوابید اگه من زودتر نمیفهمیدم شاید همینطور ایستاده خوابش میبرد !!راستی این جامپری که از خاله افسون گرفتیم خیلی خوب ،تو تازگی انقدر توش بالا پایین میپری و بازی می کنی که من میتونم یه کم استراحت کنم!! عصرا با هم میریم تو محوطه یه کم می گردیم شما جدیدا داری ددری میشی وقتی در خونه باز میشه چشمات برق میزنه !!! شبا مشکل پیدا کردیم خیلی از خواب پامیشی این یه کم من و بابایی و کلافه کرده ! این روزا باید تو رو از هر سوراخ سنبه ای بکشیم بیرون!! راستی د...
نویسنده :
نارسیس
10:00
الینا+دالاس+سینه خیز+دندون
خوب بعد کلی وقت بیایم وبلاگ شما دختر کوچولوی مامان رو اپدیت کنیم!! بعد از یه مسافرت خیلی خیلی طولانی با هواپیما (تقریبا 24 ساعت )ما رسیدیم دالاس!!یه هفته ای رو خونه خاله افسون بودیم !! شما تو همون یه هفته سینه خیز رفتن رو یاد گرفتی بعد دندونت جوونه زد اولین بار با قاشق تونستم صداشو بشنوم خیلی خوشحال شدم !!توی این 1 هفته , 10 روز تو خیلی تغییر کردی !! خیلی نق میزنی اصلا دوست نداری من ازت دور بشم دایم می خواهی من کنارت باشم حتی بابا رو هم قبول نداری فقط مامان !!کاملا به من می چسبی !!ایرادی نداره مامان شدن یعنی همین دیگه ! یه وقتا خیلی سخت میگذره !! اینو می گم که شاید یه روز اگر خواستی خودت مامان بشی بدونی که یه روزایی هست که همه توانت رو ب...
نویسنده :
نارسیس
3:45
عید نوروز
نخودچی اولین عید نوروز خودشو داره تجربه می کنه !!! امسال عید رو ما هیچ جا نرفتیم تصمیم گرفتیم تمام عید بریم دید و بازدید و کنار اقوام باشیم!! از دیدن بزرگترها شروع کردیم یه سری به کاشان زدیم یه سری هم فامیل اومدن دیدن ما خلاصه که وقتمون با فامیل گذشت!کلی هم عیدی گرفتیم نقدی پوشیدنی بازی کردنی و.... دختری واکسن شش ماهگیشم تو عید زد و خیال ما تا 1 سالگی راحت شد!!طفلی یه کم تب کرد و بی قرار شد پاشم درد گرفت ولی خدارو شکر مشکل خاصی نبود و تموم شد!!! الینا از وقتی دو روز رفت کاشان چند تا کار جدید یاد گرفت اول اینکه نطقش باز شد و بجای اینکه همش عه بگه دددد و بابابابا و ابببب و اینارو تمرین می کنه البته اینا فقط تمرین و مفهوم خاصی نداره !!د...
نویسنده :
نارسیس
10:20
الینا و نوروز
سال نوی همه مبارک!! عزیزم اولین عید نوروز که الینا عشقم کنارمون بود !!خدا جون شکرت !! انقدر سر سال تحویل شلوغ کردم که تو بهت زده شده بودی ! کنار مامانی و بابایی سالمون رو تحویل کردیم!! مامانی و بابایی برات ماهی خریدن برای سفره عید!! بردیمت حموم و لباس نو پوشیدیم عین فرشته کوچولو ها شدی!! نازنینم پارسال تو دی مامان بودی امسال تو بغلم بودی!! رفتیم حورا رو دیدیم الهی من فداش شم عین عروسک بود !! سفره هفت سینو من چیدم!! ...
نویسنده :
نارسیس
12:31
یه کوچولو مونده تا 6 ماهگی
خوب الینا جونم این روزا بزرگ تر شدی دردسرات بیشتر غلت میزنی و میخوای سینه خیز بری ولی هنوز زورت نمیرسه !!!جدیدا تو قالیچه بازیت میشینی و بازی می کنی!!! پاهاتو سفت می کنی و وایمیستی خیلی بامزه میشی!! کلی حرف میزنی بوت بوت می کنی !!جغجغه رو تکون میدی تا صداشو بشنوی!! همه چی رو دوست بشناسی گاهی به اسباب بازیهات بی توجهی می کنی و میخوای وسایل دیگه رو امتحان کنی !!حسابی شیطون شدی کافی سفره پهن کنیم همش می خوای بیای تو سفره خیلی سخت با وجود تو غذا خوردن مامان باید همیشه تند تند بخوره تا تو همه سفره و میزو بهم نریختی !! طبق نظر همه شما از چشمات شیطونی میباره !! تو دوستات از همه شیطون تر بودی و سر قرار حسابی اتیش سوزوندی و اسباب بازی های دوس...
نویسنده :
نارسیس
14:41
نخودچی
خوب الینا جونم غذاخور شدی!! از جمعه داری لعاب برنج میخوری نازنین !! دکتر گفت شروع کنیم یه برنامه غذایی هم بهمون داد !!! از روزی یه قاشق شروع می شه و هر روز یه قاشق اضافه میشه!!! از روز دهم حریره بادوم باز ده روز بعد سوپ هر هفته هم یک نوع سوپ باید بخوری !!! هنوز خیلی خوشت نمیاد یا شایدم بلد نشدی ولی دخترم باید کم کم بخوری تا حسابی جون بگیری!!! دوست نداشتم زودتر از 6 ماه بهت غذا بدم ولی دکترت صلاح دونست که شروع کنیم ما هم تسلیم شدیم دختر گلم فعالیتت خیلی زیاد شده دایم در حال کنکاشی باید حواست همش گرم باشه تا اروم باشی!!! از دکتر علت بی قراریاتو پرسیدم و اینکه همش می گی کنارم باشی و از پیشم نرید !!! دکتر گفت سن ترس از جدایی از...
نویسنده :
نارسیس
19:44










