الینا و مهمون بازی
دختر خشگلم تو هفته پیش هم مهمونی رفت هم کلی مهمون داری کرد 
همه به اتفاق عقیده داشتن خانم خشگلم همون نمک مامانشه
اول از همه رفتیم دیدن یه سری از دوستای مامان و مامانیش!همه تعجب کرده بودن حتی یک سریشون اصلا خبر نداشتن من حامله بودم
مونده بودن این بچه کیه دنبال خودم اوردم!!اونجا یک کوچولو اذیت کردی !
خونه مادربزگ مامانم رفتی و حسابی شیطونی کردی همه نی نی هارو هم دور خودت جمع کرده بودی !!
بعد خودمون مهمونی داشتیم خیلی خشجل شده بودی !
فرداش خاله بابا اومد دیدنت می گفتن با عکسات توی نت خیلی فرق می کنی صورتت تپل تر (به نظر میاد!
همه هم برات زحمت کشیده بودن و کادو اوردن دستشون درد نکنه!!
توی این مدت دختر عمتم پیشت بود . حسابی هواتو داشت !ممنون
باباتم از دیروز دیگه بغلت می کنه !!
دو شبم این دل درد لعنتی اذیتت می کرد که بهت مجبور شدم دارو بدم کلا شب ها میاد سراغت ولی مامانی تحمل کن میگذره!!
از همه خنده دار تر مامان قیافه ات شده هنوز کسی نتونسته تشخیص بده تو به کی رفتی یعنی از نظر هر کس شبیه یه نفری هستی ولی خوب انگاری بابات زورش بیشتر رسیده!!
اینم یه عکس با لباس مهمونی! البته مامانت هم حسرت به دل که تن دخترش دامن بپوشونه



الینا و مهمون بازی
