گل دختر مامان
سلام الینا ی خشگلم چه خبر از تو شکم مامان جات تنگه؟
از دست مامان شکموی دخترم
الان که دارم برات مینویسم فکر کنم زیادی اون تو اب خوردی همش سکسکه می کنی هی میپری ![]()
مامان ملی (مامان بزرگ مامان)الان زنگ زد سالگرد ازدواج مامان بابا رو تبریک گفت بهمون الهی 4 سال پیش البته قمری من و بابایی تو شب تولد حضرت علی اکبر با هم دیگه عروسی کردیم عجب شبی بود جات خالی بود جیگرم اگه میدونستم خدا قراره یه نی نی جیگر بهم بده 4 سال دیگه اونوقت چی میشد!!.gif)
دیروز با بابایی و مامان بزرگ مهربونت رفتیم جیبهای مامان بزرگو خالی کردیم کلی چیزای جیگر برات خریدیم از همه با حال تر یه سه چرخه است .البته بگم بابایی هم یه اسب صورتی برداشت گفت اینم بابایی برات پسندیده کلیم من و بابا اومدیم تو خونه باهاشون بازی کردیم اخه خیلی گوگولی بودن.
قربون دخترم بشم الهی یه بوس گنده..............


گل دختر مامان
