لحظه های پر از الینا
این روزا همه چی برام دختر کوچولوم شده !زندگی فقط بوی اونو میده !ناراحت نیستم که وقت خودمو برای دخترکم میزارم ! گل خونمون هنوز خیلی کوچولوعه برای اینکه منو کناز خودش نبینه ! اونم روز به روز بهم وابسته تر شده !همش کنارمه بهتر از من اسباب بازی ذیگه ای نداره !موقع ظرف شستن با اون دستای کوچولوش بهم می چسبه ! حتی حاضر نیست بره کابینت هارو بریزه بیرون می خواد ببینه من اون بالا چی کار می کنم!
یه بازی که با هم می کنیم اینکه ادای همدیگه رو در بیاریم این بازی کمک می کنه نی نی زودتر زبون باز کنه !!شیطون یه صداهای خنده داری در میاره که من از خنده بازی رو میبازم!
بازی دیگمون اینکه من خونه رو تمیز کنم الی خانم بهم میریزه !!
کتاب peek-a-boo رو پاره کرد از بس خوندش!
براش از کتابخونه کتاب می گیرم کلاس لالایی سر جاش و الی جونم بیشتر توجه می کنه دست دسی می کنه از بابل خوشش میاد !!
تخت دختری درست شد ولی الینا خانم خیلی دوسش نداره ولی شبارو باز یه چند ساعتی میخوابه توش !
خبر خوب خبر خوب!!!
دختری دوتا دندون بالاش در اومد !!4 دندونه شد!
در تلاش برای وایستادن ولی وسط راه میخوره زمین!!
این هفته رفتیم خونه ی یه نی نی دیگه حسابی الینا باهاش حرف میزد و بازی کرد اندیا کوچولو!!
یه سری سی دی قاصدک مامان ملی براش فرستادن که روزی یه بار میزارم گوش بده !!


لحظه های پر از الینا
