پری قصه ها
الان تو بغلم نشستی و زل زدی به صفحه لب تاپ و داری اروم به اهنگ وبلاگ رایان گوش میدی
از صبح خوردنی شدی همش زبونتو برام در میاری و میخندی
جدیدا یه کم از برنج های غذا مون تود هنت میزارم خوشت میااد عزیزکم !!دو روزپیش برات با بادوم خالی حریره درست کردم اندازه یه قاشق خوردی ولی بلد نیستی همه رو بیرون میریزی مامانی می گه از بس دارو با قاشق بهت دادم فکر می کنی داروو!!!
کوچولوی خوردنی من سعی می کنی سینه خیز بری ولی هنوز نمیتونی ولی یه کار جالب می کنی با کمک دستات سرجات دور میزنی و به چیزی که می خوای میرسی !!!
عروسکم دیگه بزرگ شده و توگهوارش جا نمیشه چون دوست داره موقع خواب غلت بزنه !!! تو تخت من و بابا هم جات نمی شه هنوزم شش ماهت نشده که جدا بخوابی خلاصه تو فکریم که یه کاری برای خوابت بکنیم!!!
من و بابا رو کاملا میشناسی ذوق می کنی برامون طوری که نمی تونیم ازت بگذریم و بغلت نکنیم !!!
از اون طرفم خیلی لجباز شدی همه چی رو دوست داری لمس کنی وقتی ازت می گیریم جیغ میزنی و کوتاه نمیای همه حواست هست که کجا میبریم و دنبالش می کنی !!
دیگه باید ببرمت دکتر تا اون تجویز غذا برات بکنه !!!
خدایا شکرت!!!


پری قصه ها
