عزیزترین دختر
الینا کوچولوم
تو ی این هفته ها خیلی بزرگتر شدی دیگه میتونم به کارام برسم
چون شما دل دردات کم شده و حاضری یه چند دقیقه ای روی زمین بمونی و با خودت بازی کنی !!
عاشق اویز بالای تختتی صبح ها بعد از نرمش صبح گاهی و خنده های نازت که به من و بابا می کنی و خوردن یک صبحانه مفصل
میذارمت تو تختت تا برم صبحانه خودمونو اماده کنم تو کلی با اون اویزا بازی میکنی!و با هاشون حرف میزنی!.gif)
چند بار شده همون جا خوابت برده انقدر خوشحال می شم وقتی خودت تنهایی می خوابی !!(البته خیلی کم اینجوری شدی)
خوردنی مامان بردمت پیش دکتر یاسین تا یک چکاپت بکنه !!خدارو شکر اوضاع خوب بود فقط بهت گفت پرخوری کردی!!خیلی دکتر خوبی بود کلی نکات اموزنده بهم یاد داد!!
خودم دیگه حمومت میبرم البته با کمک مامانی !!![]()
عاشق حمومی ولی از لباس پوشیدن خیلی بدت میاد!!![]()
من و بابا با اینکه کلی لباس داشتی ولی دلمون خواست برات یه 2 دست لباس بخریم !!که از شانس بدمون یکیش کوچیک دراومد ولی با اون یکی مهمونی هم رفتی کلی هم خشگل شدی!!
نباتم خیلی دوست دارم !
تقدیم به همه کسانی که ازمون دورن ولی به فکرمونند!!مخصوصا عزیز الینا



عزیزترین دختر
